آخرین مطالب

رفتار وابسته به زمینه می تواند همکاری را شکوفا کند —


فردی که در خانه سخاوتمند و دلسوز است، ممکن است در محل کارش سخت باشد و تلاش کند بیشترین فروش را به ارمغان بیاورد یا زنجیره مدیریت شرکتی را ارتقا دهد. به همین ترتیب، یک همسایه خودمحور ممکن است الگویی از نوع دوستی در توییتر باشد.

این یک ویژگی گسترده در جامعه بشری است: افراد بسته به بافت اجتماعی که در آن قرار دارند می توانند رفتارهای متفاوتی را اتخاذ کنند. پیشرفت علم، که رفتار وابسته به زمینه تمایل به ترویج گسترش رفتار مشارکتی در کل جامعه دارد.

محققان با استفاده از مدل‌هایی که ریشه در تئوری بازی‌ها دارند، نشان می‌دهند که همکاری به‌ویژه زمانی که فضایی برای “سرریز” بین دامنه‌ها وجود دارد، مورد علاقه است. به عبارت دیگر، یک کارگر هنگام تصمیم گیری در مورد نحوه تعامل با آن شخص و دیگران در محل کار، می تواند مشاهده کند که چگونه با دوستانش رفتار می کند.

جاشوا پلاتکین، پروفسور دپارتمان زیست شناسی پن و نویسنده ارشد مقاله جدید، می گوید: «ما گروه های کوچک و بزرگ را مطالعه کردیم، و متوجه شدیم که ایده ساده شرطی کردن رفتار در زمینه اجتماعی، در حالی که امکان تقلید رفتارها را فراهم می کند. در زمینه های مختلف – این به تنهایی همکاری در همه حوزه ها را به طور همزمان تسهیل می کند.”

آن کار به همراه یک مطالعه مرتبط در طبیعت رفتار انسان، نشان می دهد که هر چه تعداد حوزه های زندگی اجتماعی بیشتر باشد، احتمال تسلط بر تعاملات مشارکتی در نهایت بیشتر است.

پلوتکین می‌گوید: «این نشان می‌دهد که ساختار تعاملات در جنبه‌های مختلف زندگی اجتماعی ما می‌تواند یکدیگر را تقویت کند – به نفع همکاری متقابل».

از زمان چارلز داروین، دانشمندان در مورد معمای همکاری متحیر بودند. واضح است که همکاری برای جامعه بشری ضروری است، اما از نظر تکاملی، توضیح اینکه چرا مردم برای کمک به دیگران از چیزی دست می کشند، دشوار است. پلاتکین و همکارانش با توجه به اینکه چگونه ساختار شبکه‌های تعامل اجتماعی، وجود حافظه و شهرت، و ظرفیت همدلی، از جمله ویژگی‌های دیگر، بر احتمال شکوفایی همکاری در یک سازمان تأثیر می‌گذارد، این موضوع را از زوایای بسیاری مدل‌سازی و بررسی کرده‌اند. گروه

در این مقالات جدید، که توسط اولین نویسنده، Qi Su، عضو فوق دکترای Simons در Penn رهبری می‌شود، محققان نکته دیگری را در تحلیل خود از تعاملات استراتژیک معرفی کردند: یک جامعه چند لایه، که در آن بازیگران در حوزه‌های اجتماعی جداگانه تعامل دارند. در مدل خود، بازیگران می‌توانند استراتژی‌های مختلفی را برای اجرای در حوزه‌های مختلف انتخاب کنند – شاید در یکی خودخواه و در دیگری همکاری کنند.

پلوتکین می‌گوید: «به‌عنوان مثال، من با همکارانم در محل کار، با خانواده و دوستان خارج از محل کار، با افراد آنلاین و افراد آفلاین تعامل دارم. هر یک از این حوزه‌ها ممکن است ساختار درونی داشته باشند – ممکن است من در محل کار به افراد خاصی نزدیک‌تر از دیگران باشم – اما استراتژی‌هایی که در تعاملاتم در محل کار به کار می‌برم ممکن است با تعاملات زندگی شخصی من متفاوت باشد.

که در طبیعت رفتار انسانتجزیه و تحلیل پلوتکین و تیمش نشان داد که وقتی این تعاملات در مدلی انجام می شود که در آن بازیگران در یک زمینه معین می توانند استراتژی های بازیکنان دیگر را فقط در آن زمینه تقلید کنند، ممکن است همکاری در یک حوزه رشد کند، اما استراتژی های خودخواهانه در حوزه دیگر پیروز می شوند. با این حال، به طور کلی، با افزایش تعداد حوزه های اجتماعی، احتمال تسلط همکاری در هر یک از حوزه ها افزایش می یابد.

پلوتکین می‌گوید: «فرض کنید یک همکار در لایه یک وجود دارد، اما همان فرد خودخواهانه از دیگران در لایه دو سوء استفاده می‌کند و از رفتار خود در لایه دو سود زیادی دریافت می‌کند. “به طور کلی، او فردی موفق به نظر می رسد، و بنابراین افراد در لایه یک ممکن است تمایل داشته باشند که رفتار او را در لایه یک کپی کنند – به طوری که همکاری در لایه یک، در نتیجه تعاملات رخ داده در لایه دو، گسترش می یابد. گاهی اوقات این اراده پویا تسهیل همکاری در یک حوزه به ضرر همکاری در حوزه دیگر، بسته به ساختار شبکه در هر حوزه.”

زمانی که پلوتکین و همکارانش یک ویژگی اضافی را اضافه کردند که در پیشرفت علم کاغذ. در مدل ارائه شده در آنجا، بازیگران می‌توانند مشاهده کنند که دیگران از چه استراتژی‌هایی در لایه‌های دیگر استفاده می‌کنند و به آن‌ها اجازه می‌دهد تا استراتژی‌ها را از یک حوزه تعامل برای استفاده در حوزه متفاوت کپی کنند.

پلوتکین می‌گوید: «در اینجا نتایج قابل توجه‌تر هستند، زیرا دامنه‌های متعدد با سرریز تمایل به تسهیل همکاری در همه حوزه‌ها به طور همزمان دارند، حتی اگر همکاری هرگز در یک حوزه به تنهایی گسترش نیابد.»

برای مثال، در جمعیتی متشکل از شش نفر که در یک حوزه با هم تعامل دارند، تقریباً نیمی از تمام شبکه‌های تعاملی ممکن از تکامل رفتار کینه‌آمیز حمایت می‌کنند – افرادی که برای آسیب رساندن به دیگران هزینه می‌پردازند. از سوی دیگر، وقتی شبکه‌های شش نفره یکسانی را در نظر می‌گیریم و تعاملات دوتایی را در چهار زمینه اجتماعی مختلف جدا می‌کنیم، از سوی دیگر، همکاری برای همه ساختارهای شبکه توسعه می‌یابد.

پلوتکین می‌گوید: «یک مورد مشابه در گروه‌های بسیار بزرگ‌تر رخ می‌دهد. زمانی که چندین دامنه دارید، همکاری غالب خواهد شد، حتی اگر نسبت سود به هزینه کم باشد.

سو می افزاید: «رفتار وابسته به زمینه ممکن است به درک این موضوع کمک کند که چرا جوامع بشری اغلب بسیار همکاری می کنند، حتی اگر به شدت به هم متصل باشند».

علاوه بر مدل‌سازی، محققان به شواهد تجربی از شبکه‌های تعامل در دنیای واقعی نگاه کردند، که از این ایده حمایت می‌کردند که حوزه‌های اجتماعی چندلایه با «هم‌تنیدگی» منجر به همکاری بیشتر می‌شوند – زمانی که استراتژی یک فرد در یک حوزه تأثیر می‌گذارد. استراتژی مورد استفاده در دیگری

بیشتر مدل‌های همکاری تعاملات دوسویه را فرض می‌کنند – یک فرد انتخاب می‌کند که کجا نسبت به دیگری نوعدوستانه عمل کند یا نه، و همچنین برعکس. در سومین مقاله مرتبط که ماه گذشته در مجموعه مقالات آکادمی ملی علومپلوتکین و همکارانش تعاملات یک طرفه ای را که در جامعه بشری رایج است در نظر گرفتند: نوع دوستی محض، زمانی که یک فرد به دیگری کمک می کند بدون اینکه فرصتی برای دریافت مستقیم چیزی در عوض داشته باشد.

پلاتکین می‌گوید، وقتی تعاملات یک‌جهت‌ای را در مدل خود گنجانده‌اند، و فرصت تعامل مستقیم بین جفت‌ها را از بین می‌برند، محققان دریافتند که همکاری همچنان در اکثر سناریوها مورد علاقه است، که به گفته پلوتکین، یک نتیجه واقعاً تکان دهنده است. او خاطرنشان می کند که آنچه باعث این امر می شود، نوعی “تقابل شخص ثالث” است، که در آن سه بازیگر شکل می گیرند که هر کدام در یک جهت ارائه می دهند، اما همه سود می برند. به این ترتیب، تمایل غالب بازیگران به همکاری است.

محققان خاطرنشان می کنند که بسیاری از تعاملات دنیای واقعی یک طرفه هستند: در همه گیری، اولین پاسخ دهندگان داوطلب برای کمک به دیگران خود را در معرض خطر قرار می دهند. سرپرستان این فرصت را دارند که از زیردستان حمایت کنند که نمی توان آنها را متقابل کرد. می توان شخص دیگری را در توییتر دنبال کرد بدون اینکه آن شخص در ازای آن او را فالو کند. در کار آینده، محققان پن امیدوارند که چگونگی مداخله احتمالی در یک شبکه هدایت‌شده برای ارتقای همکاری را بررسی کنند.

پلوتکین می‌گوید: «تعدیل دقیق تعامل‌های جهت‌دار ممکن است به تسهیل رفتارهای اجتماعی‌تر کمک کند». من به الگوریتم‌هایی فکر می‌کنم که توئیتر به‌عنوان مثال، به افراد جدیدی پیشنهاد می‌کند که دنبال کنند.

جاشوا پلاتکین، والتر اچ و لئونور سی آننبرگ، استاد علوم طبیعی در دانشکده هنر و علوم دانشگاه پنسیلوانیا است.

نویسندگان همکار پلاتکین در پیشرفت علم مقاله کی سو و الکس مک آووی از مرکز زیست شناسی ریاضی پن بود. پلوتکین، سو و بنجامین آلن از کالج امانوئل این را نوشتند مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم کاغذ. سو، مک آووی، و یوچیرو موری از پن، نویسندگان این اثر بودند طبیعت رفتار انسان کاغذ.

حمایت از این مطالعات توسط بنیاد ملی علوم (کمک های مالی 1907583 و 2042144)، بنیاد سیمونز، بنیاد دیوید و لوسیل پاکارد، و بنیاد جان تمپلتون صورت گرفت.