آخرین مطالب

دیوید هاروود در مورد میراث قرنطینه: ما در حال تماشای جهان اطراف خود هستیم | سلامت روان


من در ونکوور بود، در آخرین روزهای فیلمبرداری یک برنامه تلویزیونی آمریکایی، زمانی که اخبار مربوط به ویروس شروع به فیلتر شدن کرد. ونکوور مکانی شلوغ برای تولید فیلم است. منطقه مرکز شهر در هر روز از هفته میزبان تعدادی از خدمه فیلمبرداری است، اما، امروز بعد از ظهر خاص، اخباری منتشر شد که تولیدات به چپ و راست تعطیل می شوند و همه را به خانه می فرستند. سپس فیلمبرداری از تولیدی که من روی آن کار می کردم نیز لغو شد. نمایش “ادامه نمی یابد”. همه چیز متوقف شد.

من هنوز می‌توانستم به باربادوس پرواز کنم تا مستندی درباره ریشه‌های نام من هاروود و پیوندهای آن با تجارت برده و خانه هاروود در یورکشایر غربی فیلمبرداری کنم. اگرچه قبلاً بارها به این جزیره رفته بودم، این یک سفر بی نظیر و ناراحت کننده بود. من وقتم را صرف کشف حقایق ناراحت کننده در مورد رفتار با مردمم کردم – اما این اولین باری نبود که با حقایق سخت و دردناکی مواجه می شدم.

چند سال پیش، در یکی از مجموعه‌ای از فیلم‌های مربوط به سلامت روان شرکت کردم، که در آن در 23 سالگی به بررسی فروپاشی روان‌پریشی خودم پرداختم. بیشتر اتفاقات رخ داده را فراموش کرده بودم، اما مستند افکار آزاردهنده‌ای را به ذهنم آورد. و احساساتی که تمام آن سال ها پیش تجربه کرده بودم. واقعاً من را ترسانده بود و وقتی فیلمبرداری به پایان رسید با خوشحالی به ونکوور رفتم تا احساساتی را که برانگیخته بود فراموش کنم. اما این بار، پس از سفرم به باربادوس، متوجه شدم که در اواسط قرنطینه به بریتانیا بازگشتم، در فرودگاه متروک هیترو قدم زدم، به خانه‌ای رفتم که پنج سال پیش خریده بودم و به سختی در آن زندگی می‌کردم. چهار ماه پس از همه‌گیری، من متوجه شدم که این طولانی‌ترین دوره‌ای بود که در 9 سال گذشته روی تخت خودم خوابیده بودم.

تنها با افکارم، وقت داشتم تا زندگی ام را طوری در نظر بگیرم که قبلاً نداشتم. من فکر می کنم بسیاری از مردم خود را در موقعیت مشابهی یافتند و تعداد کمی از آنها با چیزی که پیدا کردند مبارزه کردند. روابط پایه گذاری شد، ازدواج ها به پایان رسید و سطوح استرس از سقف عبور کرد، زیرا مردم مشکلات همکاری با خانواده خود را کشف کردند.

هنگامی که جورج فلوید توسط یک پلیس آمریکایی در ماه مه 2020 به قتل رسید، گفت‌وگوی بزرگی را در مورد نژاد و نابرابری به راه انداخت که در سراسر جهان طنین انداز شد. و با این حال، من این احساس را داشتم که در انگلستان، صداهایی وجود داشتند که نژادپرستی را یک مشکل آمریکایی اعلام می‌کردند، چیزی که در اینجا واقعاً وجود نداشت، همانطور که گزارش سیول ماه‌ها قبل به نتیجه رسید. و در آن لحظه، کامپیوترم را گرفتم و با عصبانیت شروع به نوشتن کردم و داستان زندگی ام را به شکلی وحشیانه صادقانه یادداشت کردم. من تمام حقایق ناراحت کننده ای را که در اوایل بیماری همه گیر آموخته بودم برداشتم و آنها را در قالب و فصل قرار دادم. پنج ماه و 80000 کلمه بعد، اولین کتابم را داشتم، با عنوانی که شاید به اینجا تعلق ندارم.

دو سال گذشته به من فرصت داد تا نگاهی عمیق به زندگی‌ام بیندازم و دریافتم که صادق بودن در مورد آسیب‌پذیری‌هایم به دیگران این امکان را می‌دهد که آشکارا در مورد ناامنی‌های خود صحبت کنند – و در انجام این کار، قدرت جدیدی پیدا کنند. ما اکنون در عجیب‌ترین زمان‌ها زندگی می‌کنیم: مردم به شما خواهند گفت که بالا پایین است و جنایتکاران، احمق‌ها و بدجنس‌ها در واقع نابغه‌های سیاسی هستند تا شارلاتان‌های خطرناک و خود شیفته. به اطراف نگاه می‌کنم و به این فکر می‌کنم که آیا من بخشی از همان واقعیت هستم؟ آنهایی از ما که دو سال گذشته را صرف کشف خودمان کرده‌ایم، اکنون نشسته‌ایم و به تماشای جهان اطرافمان می‌نشینیم. تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که کمی بیشتر نور بتابانیم، به این امید که برای دور نگه داشتن تاریکی کافی باشد.

دیوید هاروود بازیگر و نویسنده است. کتاب او شاید من به اینجا تعلق ندارم منتشر شده توسط Bluebird (20 پوند). برای حمایت از Guardian و Observer نسخه خود را در guardianbookshop.com سفارش دهید. هزینه های تحویل ممکن است اعمال شود