آخرین مطالب

یک متخصص پزشکی قانونی درباره میراث قرنطینه: من هر روز به مرگ نگاه می کنم – بیایید نحوه صحبت درباره آن را تغییر دهیم | مرگ و مردن


آبه عنوان پزشک قانونی، مردگان در هر سن، شکل و اندازه تمرکز کار من بوده است. در 40 سال گذشته، بارها و بارها در روز، به طور مستقیم و دقیق به مرگ نگاه کرده‌ام، و می‌دانم که برای بسیاری – احتمالاً بیشتر – افرادی که معاینه می‌کنم، شروع آخرین روز زندگی‌شان کاملاً عادی بوده است. مرگ به سرعت و غیر منتظره فرا رسیده بود. بنابراین، وقتی هر روز صبح لباس می پوشم، اغلب به این فکر می کنم که در پایان روز کجا خواهم بود. در خانه؟ یا در سردخانه، در یک سینی براق داخل یخچال قرار می گیرید؟

در محافل پزشکی، چندین دهه بود که انتظار یک بیماری همه گیر جهانی را داشتیم. همه گیری HIV/ایدز در دهه 80 نقطه عطفی تلخ بود که منجر به مرگ حدود 36 میلیون نفر در سراسر جهان شد، اما من هرگز پیش بینی نمی کردم که اولین بیماری همه گیر قرن بیست و یکم از یک ویروس در چین ایجاد شود. من انتظار داشتم که از یک سازماندهی مجدد مرگبار DNA ویروس آنفولانزا ناشی شود – همانطور که در سال 1918 اتفاق افتاد، زمانی که آنفولانزای “اسپانیایی” حداقل 50 میلیون نفر را در سراسر جهان کشت، و در پاندمی های آنفلوانزای کمتر کشنده بعدی: 2 میلیون نفر جان خود را از دست دادند. در همه گیری آنفولانزای 1957 و هر کدام 1 میلیون در سال های 1968 و 1977. آخرین همه گیری قابل توجه آنفولانزا آنفولانزای خوکی در سال 2009 بود که منجر به مرگ حدود 500000 نفر شد. یک پاندمی جدی آنفولانزا حدود 50 سال به پایان رسیده است.

می دانم که از داشتن چنین بینش شخصی دیرینه ای نسبت به مرگ و ماهیت اساساً مخاطره آمیز زندگی ما غیرعادی هستم. بسیاری از ما هرگز جسد مرده ای را ندیده ایم، حتی یکی از بستگان نزدیک. در جامعه شهری و غربی ما، سنت ادای احترام به جنازه در تابوت باز در سالن، اکنون نادر است. این فرصتی را برای تشخیص طبیعی بودن مرگ فراهم کرد: به آن نگاه کنیم. در نظر گرفتن پاسخ های خود؛ برای به یاد آوردن ناپایداری خود

در آغاز این قرن، به نظرم رسید که مرگ به موضوعی تبدیل شده بود که عموماً باید از آن اجتناب کرد، آن را پنهان کرد، مبهم کرد و (در صورت امکان) به سادگی نادیده گرفت، حداقل تا زمانی که شخص شخصاً با آن مواجه شد. در حال حاضر، فقدان این تجربه اغلب به این معنی است که احساس طاقت‌فرسا می‌کند.

دکتر ریچارد شپرد
“من می دانم که من از داشتن چنین بینش شخصی دیرینه ای نسبت به مرگ غیرعادی هستم” … دکتر ریچارد شپرد.

قبل از کووید، متوجه شدم که چگونه زبان ما به طور فزاینده ای خوشایند می شود. اسم “مرگ” است، فعل “مرگ” است، اما این کلمات به ندرت شنیده می شد. مردن به «گذر» تبدیل شده بود – و تمرکز معمولاً روی «تسهیل آن گذر» بود، برای پاکسازی و هموار کردن آن و مدیریت مرگ به گونه‌ای که پریشانی را منحرف کرد. احساس می‌کردم که بین روند عمیق و انسانی سوگواری، همراه با درد، استرس و غم جاری‌اش، و اهداف نرم‌کننده صنعت مرگ، گسست قابل توجهی می‌بینم. این قطع ارتباطی بود که مورد استقبال بسیاری قرار گرفت.

بیماری همه گیر تقریباً از هر نظر این رویکرد را به چالش کشید. ناگهان مرگ و عواقب آن روز به روز کانون هر گزارش خبری بود. حقایق خام و دردناک بودند، کلمات تلخ. اسم “مرگ” و فعل “مرگ” بود. این افراد «نگذشته بودند». کووید، من از برداشت شما متنفرم، اما از شما برای بازگرداندن چنین زبان در خطر انقراض تشکر می کنم.

با ادامه بیماری همه گیر، مصاحبه با خانواده ها به معادل مدرن بیداری در کنار تابوت در سالن تبدیل شد. جایی که زمانی تمایل چندانی برای دیدن جسد پس از مرگ وجود نداشت، اکنون انکار تماس، در پایان زندگی و پس از آن، آسیب زا بود.

امیدوارم یکی از موارد مثبتی که از واقعیت جدید ما بیرون بیاید، تغییر رویکرد جامعه به مرگ باشد. هنوز برای گفتن زود است – و شاید هرگز نتوانم بگویم، زیرا در درون تابو هستم و به بیرون نگاه می کنم. اما، از دیدگاه من، می‌توانم بگویم که تمایل جدید برای درگیر شدن با مرگ، یک تغییر سالم خواهد بود.

من خوش شانس بوده ام. تعداد کمی از خانواده نزدیک من به کووید مبتلا شده اند. هیچ کس بر اثر آن فوت نکرده و یا حتی در بیمارستان بستری نشده است. با این حال، در طول این بیماری همه گیر، سه نفر از دوستان من جان خود را از دست داده اند: دو نفر به دلیل بیماری طبیعی – یکی به طور ناگهانی، یکی به آرامی و دردناک – و دیگری در اثر تصادف. کووید بسیاری را کشته است، اما، حتی در اعماق یک بیماری همه گیر، به من یادآوری شد که مردم همچنان به دلایل دیگر می میرند – و این علل همچنین میلیون ها نفر را می کشند.

اجازه دهید با این واقعیت اجتناب ناپذیر روبرو شویم که انسان ها می میرند. تا آن زمان، زندگی برای زیستن است.

دکتر ریچارد شپرد آسیب شناس و نویسنده است. هفت عصر مرگ اکنون منتشر شده است (مایکل جوزف، 20 پوند). برای حمایت از گاردین و آبزرور، کپی خود را در اینجا خریداری کنید guardianbookshop.com. هزینه تحویل ممکن است اعمال شود