آخرین مطالب

وزارت دفاع برای چندین دهه بیماری مرموز من را انکار می کرد. بالاخره احساس می کنم حقیقت را می دانم | کوین مولدون


من زمانی که برای جنگ خلیج فارس اعزام شدم، بسیار خوش اندام و سالم بودم. هر روز صبح سر کار می دویدم و تمرین آمادگی جسمانی نظامی را هدایت می کردم. من به موتورکراس هم علاقه داشتم و راگبی بازی می کردم. اکنون پس از 30 سال ابتلا به “سندرم جنگ خلیج فارس” هنوز برای نفس کشیدن مشکل دارم و همین یک ماه پیش مجبور شدم یک آمپول در ستون فقراتم انجام دهم تا درد ناشی از اعصاب آسیب دیده ام مسدود شود.

برای چندین دهه پس از جنگ خلیج فارس، هزاران جانباز از بیماری های مرموز رنج می برند. بخشی از این رنج ندانستن علت آن بیماری و ندانستن این بود که واقعاً چه اتفاقی برای بدن من افتاده است.

اکنون دانشمندان آمریکایی که بخشی از بودجه آنها توسط دولت آمریکا تأمین می شود، می گویند که علت مریض شدن هزاران سرباز مانند من این بود. عامل اعصاب سارین که با بمباران انبارهای سلاح های شیمیایی عراق در هوا منتشر شد.

من عمدتاً به‌عنوان یک حمل‌ونقل تانک در خلیج کار می‌کردم و با موتورسیکلت جلوتر می‌رفتم تا مسیرهای امن را در میان صحرا بیابم. سربازان داخل تانک احتمالاً در داخل امن بودند، اما من فقط یک پارچه روی دهانم داشتم تا از قورت دادن حشرات یا شن و ماسه جلوگیری کند، و بنابراین به شدت در معرض مواد شیمیایی موجود در هوا بودم.

در بازگشت از جنگ برای PTSD تحت درمان قرار گرفتم. اما پزشکان متوجه شدند که چیزی اشتباه است: بدن من و همچنین ذهن من تحت تأثیر قرار گرفته است. مفاصلم به طرز باورنکردنی درد می‌کردند، برای نفس کشیدن سختی می‌کشیدم و از خستگی مزمن رنج می‌بردم. این البته PTSD من را تشدید کرد.

من در رنج این علائم تنها نیستم. من یکی از تعداد نسبتاً کمی هستم که برای خدمتم در خلیج، مستمری جنگ دریافت می‌کنم، اما می‌دانم که مشکلات بسیار بیشتری وجود دارد. (تحقیقات لژیون سلطنتی بریتانیا نشان می دهد که اگرچه 1300 نفر در بریتانیا برای خدمت در خلیج، مستمری جنگی دریافت می کنند، 33000 کهنه سرباز به سندرم جنگ خلیج فارس مبتلا هستند.)

پزشکان من این را درست حدس زدند. آنها این ایده را که من در معرض ذخایر اورانیوم ضعیف شده قرار گرفته ام را حذف کردند و در عوض مشکوک به قرار گرفتن در معرض تسلیحات شیمیایی بودند. در ایالات متحده، دولت مدتهاست وجود سندرم جنگ خلیج فارس را به رسمیت شناخته است. با این حال، علیرغم همه شواهد، وزارت دفاع بریتانیا وجود سندروم جنگ خلیج فارس را حتی تا سال 2005 رد کرد. در سال 2010، اکثریت ادعاهای بازنشستگی جنگ از جانبازان مبتلا به این بیماری را رد کرد. اکثر جانبازانی که علائم دارند تا به امروز برای خدمت در خلیج، مستمری جنگی دریافت نمی کنند.

این برای من اهمیت دارد زیرا دوران خدمت در خلیج فارس و اتفاقاتی که در آنجا برای من افتاد تأثیر زیادی بر زندگی و تا به امروز من داشت. من هنوز از PTSD رنج می برم و درد فیزیکی آن را بدتر می کند. زندگی خانوادگی من از هم پاشیده است. حمایت هایی که در سال های اخیر داشته ام از طرف خیریه ها و پزشکان بوده است که تمام تلاش خود را برای کمک به من انجام داده اند. اما احساس می کنم از سوی دولت نادیده گرفته شده ام. حتی در حال حاضر من با عدم شفافیت در مورد حقوق بازنشستگی خود مواجه هستم.

ما نمی‌توانیم ساعت را به عقب برگردانیم، اما اکنون که دلایل محکمی داریم که معتقدیم این بیماری‌های ناتوان کننده ناشی از قرار گرفتن در معرض گاز سارین است، از وزارت دفاع می‌خواهم به خاطر نادیده گرفتن آنچه پزشکان و جانبازان به آنها می‌گفتند متاسفم. میزان خودکشی در میان جانبازان جنگ خلیج فارس بالا است و والدین جانبازانی که جان خود را از دست دادند و همچنین هزاران نفر از ما که همچنان از قرار گرفتن در معرض سارین رنج می‌بریم، مستحق تایید آنچه اکنون به ما می‌گویند. اما بیشتر از همه ما مستحق عذرخواهی هستیم.

همانطور که به الیور هاینز گفته شد

کمک به قهرمانان از جانبازانی مانند کوین و کسانی که هنوز در حال خدمت هستند همراه با خانواده هایشان با حمایت های جسمی، روانی، مالی و رفاهی تا زمانی که نیاز دارند حمایت می کند.