آخرین مطالب

مدرس HC به دولت، ، می گوید، گواهی ناتوانی را در آستان متقاضی بدهید.


مدرس HC به دولت می گوید گواهی ناتوانی را در آستان متقاضی بدهیدچنای: دادگاه عالی مدرس با تاکید بر حق افراد معلول برای دریافت گواهی از کارافتادگی بدون دردسر، به متخصصان بهداشت دستور داده است تا تشخیص سلامت روان متقاضیان را در درب منزل خود انجام دهند.

“این نباید هیچ مشکلی یا آسیبی یا حتی کمترین باری را برای فرد مورد نظر ایجاد کند. من به این واقعیت توجه قضایی دارم که آوردن چنین افرادی به یک مکان شلوغ مانند بیمارستان دولتی باعث ایجاد استرس و اضطراب قابل توجهی برای آنها می شود. می‌دانید چه چیزی می‌تواند باعث وحشت و اضطراب شود. کودکانی هستند که با دیدن یک بادکنک معمولی از کوره در می‌روند.”

اصل 14 قانون اساسی تضمین می کند که دولت نباید از هیچ فردی تساوی در برابر قانون یا حمایت یکسان از قوانین را سلب کند. اما با نابرابرها نمی توان یکسان برخورد کرد. او گفت که با افراد دارای معلولیت شدید باید به طور کلی با شرایط متفاوتی رفتار شود.

قاضی سوامیناتان با اشاره به اینکه نیاز یک فرد معلول به دریافت کارت شناسایی و گواهی ناتوانی به سختی نیاز به تاکید خاصی دارد، گفت: “فرایند ارزیابی باید تا حد امکان ساده باشد.”

“تامیل نادو می تواند به داشتن یکی از بهترین زیرساخت های بهداشتی در کشور مباهات کند. این زیرساخت توسط افراد دارای صلاحیت اداره می شود. وقتی گواهی های جامعه درب منزل دریافت می شود، آیا دولت نمی تواند همان مدل را در مورد افراد دارای معلولیت نیز اعمال کند. ؟” دادگاه گفت.

این موضوع مربوط به درخواستی است که توسط TR Ramanathan، یک فرد غیر سنی که می خواست برای پسر 61 ساله خود گواهی ناتوانی دریافت کند تا بتواند پس از مرگش از حقوق بازنشستگی خانوادگی استفاده کند، مطرح شده است.

هنگامی که شاکی به موسسه بهداشت روانی کیلپاوک مراجعه کرد، آنها اصرار داشتند که پسرش باید شخصا برای ارزیابی آورده شود. او در 26 آوریل با یک آمبولانس به مؤسسه منتقل شد که گزینه دیگری نداشت. دادخواه گفت که گروهی از کارکنان پیراپزشکی او را به معنای واقعی کلمه داخل وسیله نقلیه بستند. اما این برای صدور گواهینامه کافی تشخیص داده نشد. اصرار شد که پسرش یک بار دیگر برای انجام چند آزمایش دیگر به مؤسسه آورده شود. درخواست کننده گفت، از آنجایی که او از آنچه در اولین ملاقات اتفاق افتاد ضربه روحی خورده بود، دچار اضطراب شدید و پارانوئید شد و هر زمان که کسی وارد خانه اش می شد، میله های پنجره را نگه می داشت.