آخرین مطالب

دبورا جیمز خشم و ترس از مرگ بر اثر سرطان روده را توصیف می کند | مرگ و مردن


دبورا جیمز گفته است که از این که بیمار لاعلاج است عصبانی است و از مرگ می ترسد.

این مبارز 40 ساله که در سال 2016 به سرطان روده مبتلا شد و تجربیات خود را از آن زمان در رسانه های اجتماعی ثبت کرده است، فاش کرد که در هفته های پس از انتقال به مراقبت های پایانی زندگی، مدام بر سر مردم فریاد می زند و آنها را دور می کند.

جیمز در مصاحبه‌ای با سان، که در آن مرگ را «آخرین تابوی زندگی» خواند، همچنین گفت که تصمیم گرفته است دوستان نزدیک را نبیند و تنها با خانواده وقت بگذراند.

مادر دو فرزند نزدیک به یک ماه پیش اعلام کرد که درمان را متوقف کرده است و مراقبت های پایان عمر را در خانه والدینش در ووکینگ، ساری دریافت خواهد کرد.

پس از اینکه پزشکان به او گفتند که هیچ کاری برای درمان سرطانش نمی توان انجام داد، پس از خروج از بیمارستان از روزها تا یک هفته به او فرصت زنده ماندن داده شد.

او در تشریح احساسی که از آن زمان تاکنون داشته است، گفت: «مردن واقعاً سخت است. این هفته عصبانی شدم، راستش من یک عوضی واقعی بودم. من هنوز به روش خودم این کار را انجام می دهم. من از وضعیتم ناامید هستم زیرا نمی خواهم بمیرم. فکر نمی‌کنم هرگز واقعاً آن را بپذیرم.»

جیمز، که ماه گذشته از دوک کمبریج جایزه دریافت کرد، بیش از 6.6 میلیون پوند برای تحقیقات سرطان بریتانیا، سرطان روده بریتانیا و موسسه خیریه سرطان رویال مارسدن از طریق صندوق Bowelbabe خود در Just Giving جمع آوری کرده است.

این پادکستر برای خود هدف اولیه 250000 پوندی تعیین کرده است و کمک های مالی زیادی از طرفداران دریافت کرده است.

او گفت که هنوز از انجام کارهایی مانند کمک به خانواده‌اش در آشپزی لذت می‌برد – با وجود اینکه دیگر خودش زیاد غذا نمی‌خورد – و هر روز صبح لباس می‌پوشد و آرایش می‌کند.

یکی از کارهای مورد علاقه او برای انجام دادن دخترش الویس 12 ساله و پسرش هوگو 14 ساله خواندن نامه های حامیان و خیرخواهان است.

او گفت: “من می ترسم زیرا نمی دانم چه انتظاری داشته باشم.” روبرو شدن با آن واقعاً ترسناک است، من فقط 40 سال دارم، و دانستن اینکه چه چیزی را پشت سر می گذارم، دلخراش است. آنچه واقعاً سخت است این است که هیچ کس از مرگ صحبت نمی کند. ما واقعاً نمی‌دانیم چه اتفاقی می‌افتد یا چگونه می‌خواهیم آن را هدایت کنیم.

“مرگ آخرین تابو زندگی است. امیدوارم با کمی صحبت در مورد آن، به دیگران آرامش بدهم.»