آخرین مطالب

پسر من “قهرمان جنگ” نبود. اما او در نبرد افسردگی جنگید – و شکست خورد


این مقاله اول شخص توسط اندی گریفین که در نزدیکی لیکفیلد، اونت زندگی می کند، نوشته شده است. برای اطلاعات بیشتر در مورد داستان های اول شخص CBC، لطفاً ببینید سوالات متداول.

بعدازظهر بسیار زیبایی در 2 نوامبر 2021 بود و من در حال آماده کردن شام بودم که ناگهان همسرم از اتاق نشیمن تماس گرفت.

“اوه خدای من! افراد نظامی با لباس کامل در راهروی ما هستند.”

پسر ما رایان بمب افکن در نیروهای مسلح کانادا بود. فوراً مشخص شد که بازدید آنها فقط می تواند یک معنی داشته باشد. پسر 29 ساله ما مرده بود.

وقتی به در رسیدند، من خاکستری شده بودم، عرق سردی شکستم و احساس می کردم زانوهایم کمانده می شوند.

رایان سه هفته قبل در روز شکرگزاری به خانه آمده بود. همانطور که معلوم شد، این آخرین باری بود که او را زنده می دیدیم. او خانواده ای دلشکسته و ویران شده و همچنین دوستان و همکاران صمیمی بسیاری را از خود به جای گذاشت.

پرتره ای از یک خانواده خندان: زنی سگی را در دامان خود گرفته در حالی که در کنار مردی نشسته است.  سه جوان پشت سرشان ایستاده اند.
اندی گریفین، پایین سمت راست، با مادر رایان، دختر و دو پسرشان در سال 2009. رایان گریفین، بالا سمت چپ، با افسردگی دست و پنجه نرم می کرد. (ارسال شده توسط اندی گریفین)

رایان به عنوان یک “قهرمان جنگ” نمرده است. او در حین انجام وظیفه کشته نشد. در واقع، او هرگز در طول چهار سال خدمت خود که باعث ناراحتی او شد، اعزام نشد. نبردی که او باخت با افسردگی بود.

به طرز غم انگیزی، رایان جان خود را گرفته بود. به عبارت مستقیم تر، او با خودکشی درگذشت. از آنجایی که “خودکشی” نکرده است دیگر در اکثر کشورها جرم محسوب نمی شود به طرز مضحکی، تا سال 1972 در کانادا بود.

خواندن آگهی های ترحیمی که به مرگ فردی “پس از یک نبرد طولانی و شجاعانه با سرطان” یا یک بیماری بزرگ دیگر اشاره می کند، معمول است. چیزی که من هرگز ندیده ام چیزی است که به “نبرد طولانی و شجاعانه با افسردگی” اشاره دارد. با توجه به ننگی که هنوز به آن کلمه مرتبط دیگر چسبیده است: خودکشی تعجب آور نیست.

رایان برای بیش از یک دهه با افسردگی مبارزه کرد، حتی اگر به راحتی لبخند می زد و اغلب “زندگی مهمانی” بود. خانواده ما می‌دانستند که او با افسردگی دست و پنجه نرم کرده است، اما آشنایان معمولی‌تر احتمالاً او را مردی خوش‌شانس می‌دانستند.

او پر از زندگی بود. او پرانرژی، جاه طلب، برون گرا و شوخ بود. رایان حس ماجراجویی و علاقه زیادی به سفر داشت. او عشق عمیقی به فضای باز داشت – کمپینگ، پیاده روی و به ویژه دوچرخه سواری در کوهستان. او چندین سال در مسابقات سراشیبی رقابتی شرکت کرد.

دوچرخه سواری در یک مسیر مسابقه سراشیبی.
رایان گریفین چندین سال مسابقات دوچرخه سواری کوهستانی رقابتی سراشیبی را انجام داد. (ارسال شده توسط اندی گریفین)

اما من معتقدم پیوستن به ارتش به او احساس هدفی داده بود که قبلاً در زندگی اش گم شده بود. او عاشق حرفه خود در توپخانه بود، به ارتقاء خود از توپچی به بمب افکن افتخار می کرد و جاه طلبی برای ارتقاء بیشتر در آینده داشت.

با این حال، رایان همچنین برای تشخیص ارزش و توانایی های خود تلاش کرد. او در مقاطع مختلف تحت درمان قرار گرفت و داروهای ضد افسردگی برای او تجویز شد.

به عنوان یک پدر و مادر، تشخیص اینکه چقدر برای رایان خوب یا بد است، سخت بود زیرا او احساسات خود را پنهان می کرد و به طور کلی تمایلی به صحبت در مورد آن نداشت. او گاهی به این موضوع اشاره می کرد که نمی خواهد مشکلات خود را بر دوش دیگران بگذارد.

قبل از دیدار روز شکرگزاری، رایان گفت که تنها در صورتی به خانه می‌آید که ما بپذیریم که روی مشکلات او تمرکز نکنیم و تمرکز خود را روی یک جلسه خانوادگی خوب حفظ کنیم.

او یک روز قبل از مرگ با یک متخصص بهداشت روان قرار ملاقاتی داشت. متأسفانه، محدودیت های همه گیر به این معنی بود که این یک قرار ملاقات تلفنی بود و فردی که با رایان صحبت می کرد، او را در معرض خطر بالا نمی دانست.

ای کاش رایان می توانست ببیند که چقدر مورد احترام و دوست داشتن همکاران و خانواده اش است. بعد از خودکشی، سلسله فرماندهی به ما گفت که رایان یک تشییع جنازه نظامی خواهد داشت. حدود 160 سرباز برای خدمت او از CFB Petawawa به لیکفیلد، اونت.

از دست دادن فرزند در هر سنی وحشتناک و دلخراش است. با این حال، گاهی اوقات به نظر می رسد اگر رایان در حین استقرار در یک مکان دور کشته شده بود، پذیرش مرگ او آسان تر است. و در مورد خودکشی، سؤالات بسیار زیاد، پاسخ های کمی و افراد کمی برای صحبت وجود دارد.

ما از گفتن اینکه مرگ رایان یک خودکشی بود دریغ نکرده‌ایم، اما بیشتر آنها نمی‌دانند چه باید بگویند یا چگونه پاسخ دهند. پس از مرگ رایان، یکی از بستگان پرسید: “آیا کسی نمی توانست این آمدن را ببیند؟”

ما همچنین دوستانی داریم که هرگز درگذشت رایان را تایید نکرده‌اند، اگرچه دیگرانی هستند که حمایت فوق‌العاده‌ای را ارائه کرده‌اند.

اما من متوجه شده ام که بسیاری از مردم مایل به صحبت در مورد آن نیستند زیرا هنوز ننگی با خودکشی وجود دارد و می تواند یک مکالمه ناراحت کننده باشد. به نظر می رسد که افراد کمتری هم می فهمند.

حقیقت این است که ما نیز کاملاً غرق در لیست طولانی از احساسات شده ایم. بدیهی است غم و اندوه بسیار زیاد، اما سردرگمی، عصبانیت، ناامیدی، ناامیدی، شوک، فلج، اضطراب و تنهایی. بسیاری از “چه می شد اگر.”

یک سرباز کانادایی با لباس رسمی بین یک مرد و یک زن با لباس غیرنظامی ایستاده است.
رایان گریفین، مرکز، با نامادری اش، فرانسیس، و پدرش، اندی، در سنت ژان سور ریشلیو، کوئه، در 7 دسامبر 2017. (ارسال شده توسط اندی گریفین)

اگر بیشتر تماس می گرفتم چه می شد؟ چه می شد اگر من به روز مرگ او نزدیکتر می شدم؟ اگر برای او بیشتر فشار می آوردم تا بیشتر در مورد احساسش صحبت کند چه؟ گاهی اوقات احساس گناه و شرم بر من می خزند. بدون شک کارکرد انگ مرتبط و درک تابو از خودکشی.

این چالش برای ما به عنوان یک جامعه است – رسیدن به نقطه‌ای که مردم در صحبت کردن درباره افسردگی خود به همان سطح راحتی احساس می‌کنند که به کسی می‌گویند سرطان دارد. حتی اگر به معنای اعتراف به داشتن افکار تاریک و خودکشی باشد. حتی اگر به معنای اعتراف به دیگران باشد که عزیزمان بر اثر خودکشی مرده است. مطمئناً گفتگوی بسیار سختی است، اما باید بدون شرم و خجالت امکان پذیر باشد.


اگر شما یا کسی که می‌شناسید مشکل دارید، در اینجا می‌توانید کمک بگیرید:

انجمن کانادایی برای پیشگیری از خودکشی می گوید، اگر نگران هستید که فردی که می شناسید در معرض خطر خودکشی باشد، باید در مورد آن با او صحبت کنید. در اینجا برخی از علائم هشدار دهنده وجود دارد:

  • افکار خودکشی
  • سوء مصرف مواد.
  • بی هدفی
  • اضطراب
  • احساس به دام افتادن.
  • ناامیدی و درماندگی.
  • برداشت از حساب.
  • خشم.
  • بی پروایی
  • تغییرات خلق و خوی.

آیا داستان شخصی قانع کننده ای دارید که بتواند به دیگران کمک کند یا درک کنید؟ ما می خواهیم از تو بشنویم. اینجاست اطلاعات بیشتر در مورد نحوه ارائه به ما.