آخرین مطالب

CBC گوش می دهد: کهنه سربازان، غیرنظامیان به ما می گویند که زندگی با درد مزمن چگونه است


هشدار: این داستان حاوی بحث خودکشی است. پیوندهای خدمات حمایت از سلامت روان را می توان در پایین یافت.

در اواسط سپتامبر، پل روس – افسر سابق پیاده نظام در نیروهای مسلح کانادا که به مدت 10 سال با دردهای مزمن زندگی می کند – داستان خود را با سی بی سی همیلتون در میان گذاشت.

به گفته روز، درد مزمن یا دردی که بیش از سه ماه پس از آسیب ادامه می یابد، تقریباً 20 درصد از کانادایی ها را تحت تأثیر قرار می دهد.

روس از سال 2008 به مدت 9 سال خدمت کرد و درد مزمن او در سال 2012 در حالی که هنوز در خدمت فعال بود شروع شد.

او گفت که از ناحیه پای چپ و بازوی راست خود دچار “جراحت ناشی از استفاده بیش از حد” شده است و همچنین “یک دو مشکل” در ناحیه کمر خود داشته است.

روس به سی‌بی‌سی همیلتون گفت: «زمانی که در نیروهای مسلح کانادا خدمت می‌کردم، چند جراحت داشتم و برخی از آنها مشکلاتی از جمله درد مزمن دارند.

در نیروهای مسلح کانادا، ما متوجه شدیم که جانبازان دو برابر کانادایی‌ها از درد مزمن رنج می‌برند، بنابراین حدود 40 درصد از جانبازان واقعاً از درد مزمن رنج می‌برند.»

پل روس، افسر سابق پیاده نظام در نیروهای مسلح کانادا، 10 سال است که با دردهای مزمن زندگی می کند. (ارسال شده توسط الیوا نعمان)

در حالی که جراحات وی “فاجعه آمیز … یا اتفاقی که در یک منطقه جنگی رخ داده” نبود، روس گفت که توانایی او برای انجام فعالیت های عادی روزمره، از جمله ورزش منظم، بسیار تحت تاثیر قرار گرفته است.

“این واقعا به عنوان یک مانع عمل می کند، زیرا اگر ورزش را متوقف کنید، آسیب های شما معمولا بدتر می شود زیرا دیگر از بدن خود استفاده نمی کنید. اما اگر ورزش کنید، باید با سطح خاصی از درد روبرو شوید باید بفهمم که آیا این درد واقعاً اوضاع را بدتر می‌کند یا سطحی از درد قابل کنترل است.”

بیش از 500 نفر در مورد داستان روس نظر دادند، بسیاری از آنها تجربیات خود را از زندگی با درد مزمن به اشتراک گذاشتند.

ما از همه کسانی که نظر دادند بسیار سپاسگزاریم. ما از بسیاری از کهنه سربازان و غیرنظامیان شنیدیم و خوشحالیم که با اجازه آنها می توانیم داستان های آنها را به اشتراک بگذاریم. این چیزی است که برخی از شما از سراسر کانادا که از درد مزمن رنج می‌برند، پس از خواندن داستان روس می‌گویند:

هلن لو اسلور: “چرا نه سرباز؟”

Hélène Le Scelleur: “با وجود نیت خوب یا سر که به ما می گوید خوب هستیم، بدن اغلب برعکس آن را به ما می گوید.” (ارسال شده توسط Hélène Le Scelleur)

زندگی با درد مزمن یک چالش روزانه است. علیرغم نیت خوب، یا سر که به ما می گوید خوب هستیم، بدن اغلب برعکس را به ما می گوید. بنابراین کار کردن با آن یا بهتر بگوییم بهترین عملکرد ممکن آسان نیست. چالش آلپاین – یک پیاده‌روی هفت کیلومتری که با هلیکوپتر در ویستلر، پیش از میلاد در 27 آگوست انجام شد – برای من جنبه‌های مختلفی از این رنجی را که ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد آشکار کرد.

روزهای بعد تحت تاثیر درد مزمن من قرار نگرفت که بسیار تعجب آور است. بنابراین، فهمیدم که اثر گروهی، احساس تعلق به چیزی، داشتن نوعی هویت مرتبط با این گروه، به من کمک کرد تا برای لحظه‌ای بر این دردهایی که هر روز وجود دارد غلبه کنم. همه چیز به من این امکان را داد که بفهمم وقتی به درستی از خودم مراقبت کنم می توانم امیدوار باشم که بر درد خود غلبه کنم و بیش از محدودیت هایی که بدنم به من اجازه می دهد – که اغلب اوقات انجام می دهم – فشار نمی آورم. سختی ای که ما، جانبازان، تجربه می کنیم، این است که یاد گرفته ایم فراتر از درد به ضرر خود حرکت کنیم. این یک تغییر پارادایم است که ما باید انجام دهیم، و مانند مرد بزرگی که من تحسینش می کنم، گفت: “به جای سربازی، چرا سرباز نباشیم؟” من فکر می کنم این کلید برای ما جانبازانی است که با دردهای مزمن زندگی می کنیم.

آنتونی نولان: اثر تقریباً جادویی و درمانی آب

آنتونی نولان: «این موضوع که باید در دردهای مزمن دائمی زندگی کرد، بر روحیه افراد بی‌رحمانه است». (ارسال شده توسط آنتونی نولان)

من 25 سال پیش از نیروهای مسلح کانادا بیرون آمدم و با جراحات مختلف فلج شده بودم، کمرم بهم ریخته بود. این زندگی در پیاده نظام است. من (به طور خلاصه) یک کایروپراکتیک را امتحان کردم، اما درد بدتر شد. چیزی که من را نجات داد هیدروتراپی بود. به عبارت دیگر – شنا کردن. این تمام کاری بود که می توانستم انجام دهم، پس تمام کاری که انجام دادم همین بود. من هر روز صبح قبل از رفتن به محل کار یک مایل انجام می دادم – یک کار نشسته داشتم – برای یک سال خوب، و در پایان سال، درد فروکش کرد. آب یک اثر تقریباً جادویی و درمانی دارد.

شنا مهارتی است که هر فرد مصممی به راحتی بر آن مسلط می شود و ورزشی است که تقریباً بدون آسیب است، بنابراین بدون توجه به سن می توان آن را تمرین کرد.

این موضوع که باید در دردهای مزمن دائمی زندگی کرد، بر روحیه افراد بی‌رحمانه است. وقتی ساده‌ترین عمل منجر به این نوع پریشانی جسمانی می‌شود، زندگی کردن را به یک چالش واقعی تبدیل می‌کند. می‌خواهم تأکید کنم که زمان خود را در نیروهای مسلح کانادا گرامی می‌دارم و از اینکه به عنوان یک سرباز به کانادای عزیزمان خدمت کرده‌ام، احساس غرور می‌کنم. کتک خوردن فقط یک معامله در پیاده نظام است، بنابراین هیچ تقصیری وجود ندارد زیرا ما با کمال میل پذیرفتیم که این سهم ما بوده است.

کلی کارتر: “رویکردی بدون دارو” برای مقابله با درد

کلی کارتر: من مدت ها پیش تصمیم گرفتم که بهتر است ناراحتی ها را دور بزنم… تا اینکه تسلیم آنها شوم. (ارسال شده توسط کلی کارتر)

از اینکه برای نوشتن وقت گذاشتید و به افرادی که CBC را می‌خوانند یا دنبال می‌کنند، از خدمات و برنامه‌هایی که برای ما، مشتریان کهنه سرباز کانادا – بسیاری از ما از دردهای مزمن رنج می‌بریم، در دسترس هستند، تشکر می‌کنیم.

خیلی وقت پیش تصمیم گرفتم که بهتر است ناراحتی، التهاب و درد مزمن ناشی از جراحات عملیاتی و سربازی را برطرف کنم تا اینکه تسلیم آنها شوم. هنگامی که ورزش را متوقف می کنید، مفاصل یا عضلات آسیب دیده که درد مزمن را تجربه می کنند، کرپیتوس [a popping, clicking or crackling sound in a joint] به دنده کامل می زند من راه جایگزین را انتخاب کردم، یعنی مقابله با درد مزمن با رویکردی بدون دارو، تا به بهترین شکل ممکن، سبک زندگی عادی، حفظ تحرک مفاصل و عضلات را به بهترین شکل ممکن حفظ کنم.

داگ اسجوکویست: اکنون می توانم لبخند بزنم

داگ اسجوکویست: “این یک جاده تنهایی طولانی است، اما من اکنون به عنوان یک بازمانده می توانم لبخند بزنم.” (ارسال شده توسط داگ اسجوکویست)

من در شمال ونکوور، BC زندگی می کنم مقاله شما زندگی من را در 40 سال گذشته یا بیشتر شرح داده است. خیلی سخت بود که به خاطر ضعیف بودن یا ناله کردن خودت را تحقیر نکنی. همانطور که جراحی ها ثابت کردند، بسیار واقعی بود، اما شما هنوز پس از بهبودی با فشار دادن درد خود باقی مانده اید.

من بالاخره می توانم تفاوت بین درد خوب و درد مضر یا مضر را درک کنم و به خودم افتخار می کنم که آن را کشف کردم. این یک جاده طولانی و تنهایی است، اما من اکنون به عنوان یک بازمانده می توانم لبخند بزنم. مجدداً از شما برای تأیید با کلمات، توصیف آنچه من در آن زندگی کرده‌ام و دیدگاه مثبتی که دیگران باید دنبال کنند، سپاسگزارم. ما می توانیم درد را با کمک کنترل کنیم.

کنراد (کرت) هیگسما: «به دنبال کمک باشید»

کنراد (کرت) هیگسما: “هر روز متفاوت است و برخی بهتر از دیگران.” (ارائه شده توسط Conrad ‘Curt’ Heegsma)

من یک کهنه سرباز کانادایی هستم. من 56 سال سن دارم و بیشتر دوران بزرگسالی خود را با دردهای مزمن زندگی کرده ام. من نزدیک به 29 سال به عنوان خدمه خدمت کردم و دردهایی با درجات مختلف و ماهیت مزمن را تحمل کردم. من مشکلات مفصلی متعددی از سر تا پا دارم. پس از آزادی پزشکی از نیروهای کانادایی، با دردی که باید به طور منظم تحمل می‌کردم دست و پنجه نرم می‌کردم که نه تنها جسمی بود، بلکه بر روابط با خانواده و همسرم و تا حد زیادی بر سلامت روانم تأثیر می‌گذاشت. درد آنقدر شدید بود که چندین بار به خودکشی فکر کرده بودم. من نقشه‌ای داشتم که سوار شدن به یک تراکتور-تریلر ساده بود. مطمئن بودم که این درد تمام می شود. با این حال، من از آن عبور نکردم. در عوض، قبل از اینکه همه چیز را از دست بدهم، برای سلامت روانم کمک گرفتم. با کمک یک مدیر پرونده شگفت انگیز در امور جانبازان، توانستم کمکی را که هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی نیاز داشتم، دریافت کنم.

در سال 2017، من در یک برنامه مدیریت درد در کلینیک درد Michael DeGroote در همیلتون ثبت نام کردم. افراد خوب در کلینیک درد مایکل دی گروت به معنای واقعی کلمه زندگی من را نجات دادند. برنامه یک ماهه تحت پوشش ممکن است جنبه های بهبود و مدیریت درد من از ورزش تا آموزش را پوشش دهد. مصمم بودم دردی که تجربه کردم پیروز نخواهد شد. من مسیر ناامیدانه ای را رفتم و حاضرم هر کاری را امتحان کنم. ذهن باز برای امتحان چیزهای جدید کلید اصلی بود. با خودم گفتم هر روز از هتلی که در آن اقامت می‌کنم پیاده به درمانگاه درد می‌روم، مهم نیست چقدر طول بکشد یا چند بار استراحت کنم. در ابتدا، تقریباً هر 500 متر باید توقف می کردم و تا پایان ماه، با استفاده از آنچه در کلینیک درد آموخته بودم، می توانستم کل مسافت را طی کنم.

از آن زمان، من نکاتی داشتم که احساس می کردم به همان جایی که شروع کردم برگشتم. هر روز متفاوت است و برخی بهتر از دیگران. من دیگر در ترس از درد زندگی نمی‌کنم، اما تقریباً با آن به عنوان یک چالش برخورد می‌کنم – چالشی که می‌توانم آن را قبول کنم و جنبه مثبت آن را داشته باشم. من می دانم که هرگز بدون درد نخواهم بود، اما دیگر اجازه نمی دهم درد مرا کنترل کند.

توصیه من به سایر جانبازان این است که کمک بگیرید و درد را کنترل کنید و نگذارید درد شما را کنترل کند. به راحتی گفته می شود اما انجامش سخت است، باور کنید. گرفتم. نگرش مثبت و تمایل به امتحان چیزهای جدید راه طولانی را در پی خواهد داشت. اکنون می توانم کارهایی را انجام دهم که فکر می کردم دیگر هرگز نمی توانم انجام دهم، مانند دوچرخه سواری، بازی و گلف با درد محدود. فعالیت های خود را سرعت دهید و سعی کنید با خودتان مهربان باشید.


اگر به خودکشی فکر می کنید کمک در دسترس است:

  • Talk Suicide Canada: 1-833-456-4566 (تلفن) | 45645 (نوشتن، فقط از ساعت 4 بعدازظهر تا نیمه شب به وقت محلی) talksuicide.ca.
  • در کبک (فرانسوی): Association québécoise de prevention du suicide: 1-866-APPELLE (1-866-277-3553).
  • تلفن راهنمای کودکان: 1-800-668-6868 (تلفن)، مشاوره گفتگوی زنده در www.kidshelpphone.ca.
  • انجمن کانادایی برای پیشگیری از خودکشی: یک مرکز بحران 24 ساعته پیدا کنید.

حمایت از افرادی که از دردهای مزمن رنج می برند