آخرین مطالب

داستان های بازمانده از شیوع مرگبار COVID-19 در خانه سالمندان نیوبرانزویک


وقتی رئا بروبه و دنیس ساواژ برای اولین بار شخصاً ملاقات کردند، آنها به عنوان دوستانی عزیز در آغوش گرفتند.

این دو به دلیل آنچه در طول شیوع مرگبار COVID-19 در ماه اکتبر در یک آسایشگاه سالمندان در شمال نیوبرانزویک از سر گذراندند، پیوند عمیقی با یکدیگر دارند.

Bérubé در 16 اکتبر متوجه شد که مادر 88 ساله اش در ویلا رنسانس در دالاهو مبتلا شده است.

ساویج پرستار تیم مدیریت شیوع سریع استان بود که مدت کوتاهی بعد این خبر را به او داد که وضعیت مادرش رو به وخامت است.

بروبه گفت: «او به من اطلاع داد که قبلاً در ریه قدامی چپ مامان صدای ترق می‌خورد.

در طول شیوع کووید-19 که در ماه اکتبر در ویلا رنسانس در دالاهو آغاز شد، هفت مورد مرگ و میر رخ داد. (رادیو کانادا)

ساویج که برای کمک به مقابله با شیوع از Tracadie آمده بود، به یاد می آورد: «متأسفانه، علائم او … خیلی سریع تکامل یافتند.

Savage گفت که بینی، گوش ها و لب های Ann Bérubé آبی شده بود و او “بسیار مشکل بیشتری در تنفس داشت.”

خانواده موافقت کردند که می توان به او دارو داد تا از رنجش جلوگیری کند.

از دور با مامان خداحافظی کرد

خانه یک تماس ویدیویی بین آن و شش فرزندش ترتیب داد.

رئا گفت: «من و خانواده‌ام آن را بسیار دلچسب دیدم.

ملاقات ممنوع بود، آنها تقریباً دو ماه بود که از روز تولد ان در اواخر ماه اوت، یکدیگر را شخصاً ندیده بودند.

بچه ها به مادرشان گفتند که او را دوست دارند و خداحافظی کردند.

سپس، با وجود باد و باران، رئا به سمت پنجره مادرش رفت تا او را برای آخرین بار ببیند.

Ann Bérubé مراقبت های پایان عمر را از کارکنان پرستاری ویلا رنسانس دریافت می کند. (ارسال شده توسط Réa Bérubé)

ساویج گفت: “این لحظه ای بود که هرگز در زندگی ام فراموش نخواهم کرد.”

“این احساس ناتوانی بود، دیدن این خانواده در بیرون از پنجره. خیلی دوست داشتی بتوانی با آنها صحبت کنی.”

به همان اندازه که شرایط سخت بود و به همان اندازه که خانم بروبه بیمار بود، به من این احساس را دادند که به من اعتماد دارند، حتی اگر من کاملاً غریبه بودم.»

رئا بروبه، سمت چپ، از مراقبت سوواژ به مادرش سپاسگزار است. (Janique LeBlanc/Radio-Canada)

رئا گفت که مادرش در حالی که 3 ساعت و نیم از پشت پنجره تماشا می‌کرد، مراقبت‌های فراوانی دریافت کرد.

او گفت: “این روش من برای همراهی با مادر بود… درد داشتم، اما از اینکه دیدم او در ناراحتی نیست، در آرامش بودم.” این به من کمک کرد تا اتفاقی که افتاد را بپذیرم.»

ناتالی پویریر، پرستار عملی دارای مجوز، آنجا بود تا در پایان دست آن را بگیرد. او این زن را به عنوان یک داوطلب قدیمی جامعه می شناخت.

پویریه گفت: «در لحظات پایانی، قلب شما را پاره می کند. مثل یکی از اعضای خانواده شماست.

آن شب پس از تشخیص کووید-19 درگذشت.

درد از دست دادن همکار

تقریباً همزمان، یک مرد 48 ساله که در ویلا رنسانس کار می کرد نیز به کووید تسلیم شد.

صدای دایان لجر وقتی در مورد مرگ رنو مالتایس صحبت می کند، می شکند.

مدیر اجرایی خانه گفت: این غم انگیز بود.

“آن کارمند بیش از 25 سال با ما بود. کار او زندگی او بود… او همیشه در کنار ساکنان بود.”

یکی دیگر از پرستاران دارای مجوز عملی که در خانه کار می کند، لاسی فورلوت، پذیرفت که مرگ مالتیس ضایعه بزرگی بود.

او گفت: ما همیشه با هم بودیم. “ساکنان او را دوست داشتند. او آنها را دوست داشت. برای همه سخت بود.”

پوآر هنگام صحبت درباره مالتیس، که هم همکار و هم پسر عمویش بود، اشک هایش را پاک کرد.

او گفت: “من سعی کردم برای ساکنان، برای همکاران و همچنین برای اعضای خانواده قوی باشم.”

ناتالی پویریر، پرستار عملی دارای مجوز، که در ویلا رنسانس کار می‌کند، دو پسر عموی خود را در طول شیوع بیماری از دست داد – یکی که در آنجا کار می‌کرد و دیگری ساکن. هر دو زیر 50 سال سن داشتند. (رادیو کانادا)

هنگامی که خبر مرگ مالتیس به گوش رسید، ساویج کنار بالین بود و بیماران کووید را درمان می کرد.

او از واکنش اطرافیانش غرق شده بود.

عده‌ای بودند که گریه می‌کردند. عده‌ای هم بودند که فریاد می‌زدند، اما یکی بود که گفت: «ما اینجا می‌مانیم و به احترام همکارمان به مراقبت از ساکنان خود ادامه می‌دهیم. و خانواده های ما و همه.»

همه کارمندان روز بعد سر کار حاضر شدند.

لژر گفت: «باور نکردنی بود که ببینیم آنها پس از گذراندن چنین چیزی چقدر وفادار بودند.

ترس از ویروس

مرگ مالتیس همچنین باعث ایجاد ترس در مورد این ویروس شد.

ساویج که در چندین خانه سالمندان دیگر در طول شیوع بیماری کار می‌کرد، گفت: «این زمانی بود که ترسیدم، زیرا نمی‌دانستیم نوع دلتا قرار است با ما چه کند.»

LPN Laci Furlotte در تلاش است تا پس از از دست دادن همکار و شش ساکن خود بهبود یابد. (رادیو کانادا)

فورلوت هر روز به این فکر می کرد که آیا قرار است آلوده شود یا خیر.

مادر دو فرزند می گوید: “من برای خودم نمی ترسیدم. بیشتر برای ساکنان، برای کارمندان، برای خانواده ام بود.”

Furlotte یکی از بسیاری از کارمندان ویلا بود که در طول شیوع بیماری حدود سه هفته در کمپینگ در پارکینگ زندگی کرد تا از احتمال ابتلای اعضای خانواده خود جلوگیری کند.

Laci Furlotte و برخی از همکارانش از ترس آوردن کووید به خانه برای عزیزان خود و برای نزدیک شدن به محل کار، در این وسیله تفریحی در پارکینگ ویلا در طول شیوع بیماری زندگی می کردند. (ارسال شده توسط Laci Furlotte)

پوآیر و شریک زندگی اش نیز در انزوا قرار گرفتند.

“ما از عزیزانمان دور ماندیم. این چیزی است که برای من سخت‌تر بود – ندیدن بچه‌ها، نوه‌ها. من یک نوه دارم که در طول شیوع بیماری به دنیا آمد و نتوانستم او را ببینم.”

ساکنان سپاسگزار

برتا گالی، یکی از ساکنان این شهر، وقتی به کارمندانی فکر می‌کرد که در طول شیوع بیماری اضافه کار می‌کردند و نمی‌توانستند خانواده‌هایشان را ببینند، گریه می‌کرد، گفت: «آنها سخت کار کردند.

برای این پیرمرد 88 ساله سخت بود که به مدت سه هفته 24 ساعت در اتاقش محبوس شود.

مادر هفت فرزند گفت: «واقعاً طولانی بود، اما بچه‌ها به پنجره آمدند.»

ساکن برتا گالی گفت که در طول شیوع بیماری، مدت سه هفته در اتاقش حبس شده بود. (رادیو کانادا)

برای ژیزل ژیرو، ناراحت‌کننده‌ترین چیز این بود که نتوانست برای کمک به پدرش که مبتلا به زوال عقل است، وارد خانه شود.

لیونل ژیرو، 81 ساله، یکی از 14 ساکنی است که به COVID-19 مبتلا شده اند.

ژیرو گفت: «واقعاً سخت بود. “ما هر روز منتظر تماس بودیم. نمی دانستیم قرار است چه تماسی بگیریم.”

غم، خستگی و نگرانی

شیوع COVID-19 در ویلا رنسانس به طور رسمی در 10 نوامبر به پایان رسید، اما ساکنان و کارکنان هنوز به شدت اثرات آن را احساس می کنند.

فورلوت، که اعتراف کرد که او نیز همچنان در تلاش برای بهبودی است، گفت: ساکنانی که از کووید جان سالم به در بردند، انرژی قبلی را ندارند.

“وقتی همکار که با او کار می کردید رفته است، وارد شدن به کار بسیار دشوار است.

وقتی به کار کردن با ساکنان عادت کرده‌ای و آنها رفته‌اند، سخت است. از در بسته به اتاقشان می‌گذری و کسی آنجا نیست.»

“من نمی خواهم همیشه در محل کار گریه کنم. دشوار است.”

برای کمک به او با این تجربه، او مشاوره می گیرد، می نویسد و در یک گروه حمایتی که توسط خانه سازماندهی شده شرکت می کند.

پوآریه برای رفتن به سر کار نیز مشکل دارد.

او گفت: “من فکر می کنم هنوز خیلی تازه است.” ما وقت نداشتیم همه چیزهایی را که از سر گذرانده‌ایم پردازش کنیم – تمام احساساتی که تجربه کردیم.

ادامه دارد

پوریر همچنین عزادار پسر عموی دیگری است، یک ساکن 49 ساله که بسیار درگیر خانه بود.

با وجود غم و اندوه، زندگی در ویلا رنسانس ادامه دارد.

اعضای خانواده بار دیگر اجازه ملاقات دارند.

گالی از اینکه می تواند دوباره فرزندانش را در آغوش بگیرد و وعده های غذایی خود را در اتاق غذاخوری میل کند، خوشحال است.

کارمندان نیز از بازگشت اعضای خانواده خوشحال هستند، اما از شیوع جدیدی نیز می ترسند.

همه امیدوارند کووید-19 دو بار به آن حمله نکند.