[ad_1]

یک کارآزمایی بالینی دانشگاه سینسیناتی که یک داروی ایمونوتراپی را به رژیم‌های درمانی استاندارد اضافه کرد، نرخ بقای بیماران سرطان سر و گردن با ویژگی‌های خطر متوسط ​​را نشان داد.

Trisha Wise-Draper، MD، کارآزمایی را رهبری کرد و نویسنده اصلی مقاله ای بود که جزئیات یافته های آن را که اخیراً در تحقیقات بالینی سرطان، یک مجله از انجمن آمریکایی برای تحقیقات سرطان.

هدف قرار دادن ایست بازرسی ایمنی

وایز-دریپر گفت که این کارآزمایی بر افزودن دارویی به نام پمبرولیزوماب به درمان‌های استاندارد معمولی بیماران متمرکز بود. پمبرولیزوماب که با نام تجاری Keytruda به فروش می رسد، آنتی بادی است که در ایمونوتراپی سرطان استفاده می شود و انواع سرطان ها از جمله سر و گردن را درمان می کند. این دارو یک جفت گیرنده را هدف قرار می دهد که معمولاً زمانی که سیستم ایمنی کار مبارزه با یک ماده خارجی را که باعث بیماری می شود به پایان رسانده، سیستم ایمنی بدن انسان را خاموش می کند.

وایز-دریپر، دانشیار پزشکی در این دانشگاه توضیح داد: “هنگامی که ویروس یا عفونت پاک شد، باید راهی برای خاموش کردن سیستم ایمنی خود داشته باشید تا به آن بگویید که عفونت از بین رفته است و زمان آن رسیده که آرام شوید.” بخش هماتولوژی/انکولوژی در کالج پزشکی UC، مدیر مرکز عالی سر و گردن، مدیر پزشکی دفتر کارآزمایی‌های بالینی مرکز سرطان دانشگاه سینسیناتی و یک پزشک بهداشت UC.

سلول‌های تومور یاد گرفته‌اند که گیرنده‌هایی را که سیستم ایمنی را از کار می‌اندازند، پرتاب می‌کنند، که سلول‌های ایمنی را از تشخیص اینکه سلول‌های تومور اشیای خارجی هستند که بدن باید به آنها حمله کند، مسدود می‌کند. با این حال، پمبرولیزوماب تعامل را مسدود می‌کند و سلول‌های ایمنی را به کار نگه می‌دارد، که به نوبه خود منجر به حمله سلول‌های ایمنی به سلول‌های سرطانی می‌شود.

این دارو به عنوان درمانی برای سرطان های متعدد ساخته شده است و ویز-دریپر گفت که موفقیت اولیه را به عنوان درمانی برای سرطان های سر و گردن که پس از درمان اولیه گسترش یافته یا بازگشته اند نشان داده است، با مطالعات اولیه که اثربخشی را برای حدود 20 درصد از بیماران گزارش کرده است. تحت درمان.

او گفت: «و اگرچه ما مراقب گفتن درمان هستیم، اما نتیجه آن چیزی است که «پاسخ‌های بادوام» نامیده می‌شود. ویز-دریپر گفت: پیشرفت بزرگی نسبت به شیمی درمانی که ممکن است فقط برای 9 تا 10 ماه موثر بوده باشد.

فرضیه

با توجه به داده‌های اولیه امیدوارکننده، کارآزمایی بالینی UC به دنبال یافتن این بود که آیا این دارو به عنوان یک درمان اولیه برای جلوگیری از عود سرطان عمل می‌کند یا خیر. وایز-دریپر گفت، بیماران مبتلا به سرطان سر و گردن – که با جراحی استاندارد، پرتودرمانی و احتمالاً شیمی درمانی در صورت اقتضای عوامل خطر درمان می شوند – معمولاً در حدود 30 تا 50 درصد مواقع شاهد بازگشت سرطان ها هستند.

او گفت: “بنابراین به جای اینکه منتظر بازگشت آنها باشیم، آیا می‌توانیم از بازگشت آنها جلوگیری کنیم؟ اگر سرطان عود کرد، درمان آنها برای بار دوم بسیار سخت‌تر بود و در آن گروه شکست‌های زیادی داشتند.” بنابراین ما پرسیدیم که آیا می توانیم این ایمونوتراپی، پمبرولیزوماب را اضافه کنیم و خطر بازگشت سرطان را کاهش دهیم.

وایز-دریپر گفت این کارآزمایی همچنین برای بررسی اینکه چرا برخی از بیماران به پمبرولیزوماب پاسخ می دهند در حالی که برخی دیگر پاسخ نمی دهند طراحی شده است. برای دستیابی به این هدف، نمونه‌های بافت و خون قبل و بعد از تجویز دارو جمع‌آوری شد تا عوامل مؤثر در پاسخ بیماران به درمان را تجزیه و تحلیل کنند.

آزمایشی

به بیمارانی که در کارآزمایی ثبت نام کردند، یک دوز از دارو قبل از جراحی داده شد و از نظر وضعیت خطر ارزیابی شدند و پس از جراحی به گروه‌های متوسط ​​و پرخطر گروه‌بندی شدند. اگر بخشی از تومور هنوز پس از جراحی باقی مانده باشد یا در غدد لنفاوی نباشد، بیمار پرخطر در نظر گرفته می شود.

همه بیماران به دریافت مراقبت های استاندارد مناسب (پرتو به تنهایی برای خطر متوسط ​​یا پرتودرمانی و شیمی درمانی برای پرخطر) ادامه دادند و شش دوز دیگر پمبرولیزوماب نیز پس از جراحی تجویز شد.

وایز-دریپر گفت که این دارو باعث می‌شود که تومورها قبل از عمل جراحی در تقریباً 50 درصد بیماران شروع به مرگ کنند، نرخی بهتر از آنچه در زمان تجویز دارو برای سرطان سر و گردن متاستاتیک یا عودکننده داده شد.

وایز-دریپر گفت: «ما می‌توانیم ببینیم که بسیاری از این تومورها حتی پس از اولین دوز پمبرولیزوماب در حال مرگ هستند. “این بسیار هیجان انگیز بود، زیرا بالاتر از آن چیزی بود که ما انتظار داشتیم.”

کمتر از 70 درصد از بیماران در گروه میانی که پس از جراحی تنها با پرتو درمانی تحت درمان قرار گرفتند، معمولاً یک سال پس از درمان عاری از بیماری بودند، اما بیش از 95 درصد از بیماران در کارآزمایی، در صورت درمان با هر دو پرتو، بقای یک ساله بدون بیماری را گزارش کردند. و پمبرولیزوماب

وایز-دریپر گفت: “ما پیشرفت زیادی در این زمینه داشتیم، بنابراین دیدیم که پمبرولیزوماب قطعا شانس بقای آنها را، حداقل در مقایسه با کنترل های تاریخی، افزایش می دهد.”

در گروهی از بیمارانی که دارو قبل از جراحی شروع به کشتن تومور کرد، 100٪ بقای یک ساله بدون بیماری را گزارش کردند.

وایز-دریپر گفت: «این یک پیش‌بینی‌کننده واقعاً قوی برای بیمارانی بود که قرار است در این درمان به خوبی عمل کنند. “امیدواریم که این به ما کمک کند آزمایش هایی را طراحی کنیم تا بهتر بفهمیم چه کسی قرار است پاسخ دهد و چه کسی پاسخ نمی دهد.”

یک پیش‌بینی‌کننده قابل اعتماد برای بیمارانی که احتمالاً در درمان عملکرد خوبی خواهند داشت، همچنین به تعیین اینکه چگونه می‌توان درمان‌ها را برای بیمارانی که تحت عمل جراحی، پمبرولیزوماب، شیمی‌درمانی و پرتودرمانی قرار می‌گیرند و به خوبی به درمان پاسخ نمی‌دهند، تنظیم کرد.

وایز-دریپر گفت: «این واقعاً جایی است که تحقیقات اکنون در حال انجام است و تلاش می‌کند تا بفهمد آن نشانگرهای زیستی بین پاسخ‌دهندگان در مقابل پاسخ‌دهندگان چیست و چگونه می‌توانیم درمان‌های هدفمند جدید و بهتری را توسعه دهیم.» ما چند نشانگر شناسایی شده داریم که به ما در ادامه راه کمک می کند، اما هنوز در حال انجام تحقیقات زیادی در این زمینه هستیم.»

مراحل بعدی

محققان دانشگاه هاروارد مطالعه ای مشابه با UC انجام داده اند که موفقیت مشابهی را نشان می دهد و یافته های موفقیت آمیز این کارآزمایی ها نشان می دهد که یک کارآزمایی بالینی تصادفی فاز III ارزش پیگیری را دارد. شرکت داروسازی مرک در حال انجام یک کارآزمایی تصادفی است که بیمارانی را که علاوه بر استاندارد مراقبت از پمبرولیزوماب دریافت می‌کنند با بیمارانی که فقط مراقبت استاندارد دریافت می‌کنند، مقایسه می‌کند.

وایز-دریپر درباره مطالعه Merck گفت: “این یک مطالعه بسیار بزرگتر خواهد بود که به نشان دادن اینکه آیا پمبرولیزوماب واقعاً برای این گروه ها مفید است یا خیر.”

تحقیقات در UC در مورد پمبرولیزوماب به عنوان یک درمان سرطان سر و گردن در حال انجام است، با دور بعدی تحقیقات برای یادگیری اینکه چگونه درمان‌ها را می‌توان برای هر بیمار شخصی‌سازی کرد. ویژگی‌های تومور و نشانگرهای زیستی که می‌توانند به پیش‌بینی اینکه آیا بیمار به یک درمان خاص پاسخ می‌دهد یا خیر، می‌توانند قبل از جراحی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند، با برنامه‌های درمانی خاص‌تر که امیدواریم به نتایج بهتری منجر شود.

وایز-دریپر گفت: «دیدن بیمارانی که در این مطالعه عملکرد خوبی داشتند بسیار هیجان‌انگیز بود و دیدن افزایش بقای آنها با دانستن میزان تاریخی و همچنین داشتن یک مطالعه موفق به طور کلی بسیار هیجان‌انگیز است. بسیاری از این پیشرفت‌ها من انتظار نداشتم به این سرعت در حرفه‌ام اتفاق بیفتد، بنابراین واقعاً یک روند هیجان‌انگیز برای همه ما بوده است. امیدوارم موارد بیشتری در راه باشد.»

وایز-دریپر گفت که اگر این دارو همچنان ایمن و موثر باشد، در مقایسه با استاندارد مراقبت فعلی که می‌تواند منجر به نرخ عود 50 درصدی شود، “پیشرفت عظیمی” را نشان خواهد داد. او گفت که حتی این احتمال وجود دارد که بیماران به برنامه درمانی خود نیازی به جراحی نداشته باشند.

وایز-دریپر گفت: «اگر درمانی داشته باشیم که سمیت کمتری داشته باشد، شاید بتوانیم عوارض جراحی و پرتو درمانی و همچنین شیمی درمانی را کاهش دهیم.

[ad_2]